حسين بن حسن خوارزمي

543

شرح فصوص الحكم

فلو تسأل الأيام ما اسمى مادرت و أين مكانى ما درين مكانى گم شدن در گم شدن دين منست نيستى در هستى آيين من است گم شدم چون ذره اندر آفتاب يا چو بوى گل كه باشد در گلاب قطره اى را موج دريا در ربود ليس غير الله شيء في الوجود فذكَّرهم الله قبل حضور هم حتى إذا حضروا تكون الخميرة قد تحكمت في العجين فصيرته مثلها . يعنى : تذكير و تنبيه كرد حق - سبحانه و تعالى - به قول « وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ » « 133 » » ، و به ضميرى كه در « هم » است بر آن كه ايشان در سترى است انداز استار الهى در اين حيات [ 223 - ر ] دنيا ، پيش از حضور ايشان بين يدي الحق روز قيامت كبرى ، و پيش از انبعاث خلايق از قبور أبدان و حجب جثت كه در او مستور و به دو محجوبند . و اين قبور معنويه است و قبور صوريه صورت آن قبور است تا چون حضور حق دريابند و به سبحات انوار جمالش در وى فانى شوند ، و قيامت ايشان قايم گردد ، و به عين حق آن چه را پيش از اين بر آن بودند مشاهده كنند خميره آن چه در طينت اعيان « 134 » ايشان بود از استعداد كمال و قابليت وصول به فناى فناء در حضرت ذو الجلال متحكم شده باشد در عجين أبدان و طينت استعدادات ايشان . پس ايشان را مثل نفس خويش گرداند أعنى ايصال كند به كمالى كه از ايشان مراد است كه آن مقام فناى مذكور است و ستر مطلوب منبه عليه بدين قول كه : « فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ » فأفرد الخطاب للتوحيد الذي كانوا عليه . و لا ذلة أعظم من ذلة العبيد . اعاده كرد « فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ » « 135 » را ، تا ذكر كند آن چه در وى است از اسرار . و از جملهء آن افراد است به « كاف » ، كه دلالت مىكند بر توحيدى كه ايشان بر آن بودند ، اگر چه نمىدانستند از براى آن كه عابد هر معبودى عبادت او نمىكند مگر از براى آن كه إله اوست و شفيع عند الله ، كما قال « ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى » « 136 » . و در حقيقت عبادت نمىكند مگر آن چه را از حق در آن صورت ظاهر است ، كما قال تعالى : * ( وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » « 137 » . بيت :

--> « 133 » س 5 ى 118 . « 134 » پا : « ايشان قايم گردد . . . اعيان » نبود . « 135 » س 5 ى 118 . « 136 » س 39 ى 3 . « 137 » س 17 ى 23 .